ظاهر بزک کرده مذهب را ترجیح می دهیم

این شاعر در یادداشتی که به ربط میلاد معصوم علی (ع) و با موضوع وارسی شعر آیینی در جوانمردی ایسنا قرار داده، تالیف است: «آفت شعر روز و روزگار ما، افراط در «چگونه گفتن» و غفلت از «چه گفتن» است. این آفت در ادبیات آیینی در قالب «قیافه گری» و «رخساره پرستی» جلوه می یواش. غفلت از ملکوت «خصیصه» و هبوط درون برزخ «عارض». پرداختن بوسیله «صورت» یعنی چسبیدن به غلاف دین و به حاشیه راندن درونه دین. یعنی آراستن ظاهر و کاستن از ضمیر. شاید حکایت کوچکتر تا حدودی گویای این جریان باشد که ما ظاهر بزک کرده کیش را پهلو باطن پیراسته و مُنقح آن بیشتر ترجیح می دهیم: «می گویند روزی مُلا با لباسی نظیف ولی میسر بوسیله مجلس میهمانی رفت. اما زیرا که لباسش ساده بود، در او به دیده خواری نگریستند و در عرشه مجتمع نشاندند. روحانی به خانه رفت و لباسی مجلسی و پرزرق و صاعقه پوشید و به میهمانی برگشت. این مرحله بر صدر حلقه کنفرانس و مورد اکرام و احترام هنگفت قرار گرفت. وقتی هنگام صرف طعام شد، روحانی لباس هایش را به خوردن فراخوانی کرد و گفت: بفرمایید! این غذاهای اشرافی کسی را عزیز خطاب کردن شماست، چرا که اگر شما نبودید، کسی مرا انسان حساب نمی کرد.»

امروز رابطه و تعامل ما با قرض و آیین نیز این چنین است. یعنی «آستان دین» را با صورت و معین بزک کرده و جاذبه های تبلیغاتی و تشریفاتی اش به رسمیت می شناسیم، و از جان و دنیا و جاذبه های الوهیت و ظاهری آن غافلیم. چنان که در ماه مُحرّم، پیش و متجاوز از آن که به فلسفه و اهداف قیام حسینی بپردازیم، به رخ و ظاهر بزک کرده آن توجه می کنیم، بوسیله گنجایش های تبلیغاتی و تشریفاتی آن از قبیل کاربرد از عَلم و کُتل، سنج و دُهل، موسیقی های لس آنجلسی، اکو و… که معنویت این مراسم را دامن الشعاع قرار می دهد و این کنش جمعی دینی را تبدیل به یک مجمع و کارناوال غیردینی می بطی ء.

در ماه مبارک رمضان نیز زرق و برق ظاهری آن (سفره های رنگین افطاری و سحری) زیاد از ضمیر ظاهری آن که باعث تهذیب و تزکیه نفس می شود، تو مرکز توجه قرار می گیرد. آن چنان که بسیاری از افراد در پایان این ماه بوسیله انگیزه پرخوری افزایش کمیت پیدا می کنند! 

خلاصه کردن دین در نماز و بسرعت و مناسک مذهبی و غفلت از درونه و جوهره متعالی آن، بوسیله تعبیر امام علی(ع)، «پوستین وارونه» پیاده شدن تن اسلام کردن است. اگر ملاک کیش داری و بی دینی، تقید و پایبندی صرف بوسیله مناسک مذهبی – خارج از دایره معرفت دینی – باشد، امروز باید اخلاف خوارج را که درون قالب گروه های تکفیری اطلاع دادن موجودیت کرده اند (داعش، طالبان، القاعده، بوکوحرام و…) و از بی شمار سجده های طولانی پیشانی های شان پینه سپرده است درون ردیف اول مسلمانی نشاند و بر کارنامه مذهب داری شان – بی هیچ چون و چرایی – مُهر قبولی زد. حال آن که چنین نیست زیرا همچنان که اشاره شد، زیرساخت مسلمانی پیش و بسیار از هر چیز دیگری ایمان متکی بر «معرفت» است. از همین رو اگر غلام بوسیله عزت نماز خواندن، روزه گرفتن و حضرت بی وقفه در مراسم عبادی دعای فرج و ندبه و زیارت عاشورا خود را مسلمان و دیگران را کافر بدانم، آماج آن است که هنوز در «بای بسم الله» مسلمانی باقی مانده و تا فرود امدن بوسیله قاف کمال دین داری متد زیادی در پیش دارم. مناسک مذهبی صورت دین و به تعبیر شاعر «نقش ایوان» است که اگر پهلو پایه معرفتی عمیق و فهمی درست از دین استوار نباشد، با تلنگری از هم فرو می پاشد و بر باد می رود: «مسکن از پای بست ویران است/ خواجه تو بند نقش رواق است»

وقتی مناسک دینی ارزش دارد و درون تکامل شخصیت معنوی مردم موثر است که مبتنی بر زیرساخت های معرفتی باشد. چنانچه بصیرت را رها کنیم، بوسیله مناسک بچسبیم و صرفا به رخ و ظواهر قرض کفایت کنیم، به حدس قریب به یقین، تشخیص ما در آزمون مسلمانی، تشخیص ای بیشتر از مقدس مآبان بی بصیرتی در مقابل «ابوموسی اشعری» نخواهد بود. از همین روست که امام علی(ع) در مجله ای خطاب به ابوموسی اشعری می گوید: «همانا تیره روز کسی است که از حجر و تجربه ای که یکروز او شده محروم ماند، و من از آن کس که بوسیله نقض سخن گوید یا مفید را که خداوند اصلاح کرده برهم زند، بیزارم. آن چه را که نمی دانی واگذار! زیرا مردان بدکردار، با سخنانی نادرست به لفظ درون خواهند شتافت./ نهج البلاغه – نامه ۷۸». 

انتهای پیام